الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
150
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
بيعت كردند و سپس از روى ستم و حسد او را خلع كرده و نسبت به او پيمانشكنى كردند و اكنون على ( ع ) همراه مهاجران و انصار پيش شما مىآيد . و اين ابيات را خواند : « ما به اين قسمتى كه خداوند نصيب ما كرده و على و پسران پيامبر ( ص ) را بهرهء ما قرار داده است خشنوديم . به آنان گفتيم خوش آمديد ، درود بر شما و دستهاى خود را با دوستى و محبت به سوى او دراز كرديم . براى زبير پيمانشكن كه با حرام پيمان شكسته است و براى برادرش طلحه در خلافت سهمى نيست . نوهء پيامبر و وصى او پيش شما آمده است و خدا را سپاس كه شما هم ابر بارانزا و بخشندهايد ، كيست كه با اسبان گزينه و نيزههاى بلند تيزپيكان و شمشيرهاى تيز آخته آهنگ جنگ كند ؟ هر كس را تو به مهترى بگمارى بدون گفتگو مىپذيريم هر چند كه مهتر و برگزيده نباشد ، اگر به آنچه مىخواهى برسى همان چيزى است كه ما مىخواهيم و اگر به آنچه مىخواهى نرسى ما در آن عمدى نداريم . » « 1 » خطبهء ابو موسى اشعرى چون گفتگو و خطبههاى آنان تمام شد ، ابو موسى اشعرى برخاست و چنين گفت : « اى مردم ! اگر نخست از خداوند و سپس از من فرمانبردارى كنيد ، پناهگاهى از پناهگاههاى عرب خواهيد شد كه مظلومان به شما پناه آرند و درماندگان در پناه شما ايمن گردند . همانا على از شما مىخواهد كه براى جهاد با مادرتان عايشه و طلحه و زبير ، كه حوارى رسول خدايند ، بيرون رويد و با آنان و مسلمانانى كه همراه ايشانند جنگ كنيد و من به اين فتنهها آگاهترم . همانا فتنهها چون روى آورد با شك و ترديد همراه است و چون مىگذرد حقيقت آن روشن مىشود . اين فتنه چون درد شكم است كه گاه در سمت چپ و گاه سمت راست ظاهر مىشود و گاه درهم مىشود و معلوم نيست سرچشمهء آن كجاست ، و به چه خواهد انجاميد . اكنون شمشيرهاى خود را غلاف كنيد و سرنيزهها را از نيزهها بيرون كشيد و زه كمانهاى خود را پاره كنيد
--> ( 1 ) شيخ طوسى ( رض ) در امالى ؛ ج 2 ، مجلس بيست و پنجم ، ص 87 و 94 ، ضمن حديث دوم ، اين ابيات را از نجاشى ( در گذشته حدود چهلم هجرت ) شاعر معروف يمنى دانسته است . در ترجمه به ابيات امالى كه صحيحتر بود توجه شد . و همچنين رجوع كنيد به علامهء مجلسى ، بحار الانوار ، چاپ استاد محمودى ؛ ج 32 ، ص 74 . م